نظریه زمینه ای[1]:
نظریه زمینه ای یا گراندد تئوری، روشی است که بصورت گسترده ای در مطالعات علوم رفتاری و اجتماعی جایگاه ویژه ای یافته است. اصول اساسی این روش عبارتند از:
- مهمترین تکلیف پژوهشگر کشف کردن روش های جدید معنادهی به دنیای اجتماعی است.
- هدف از تحلیل ایجاد یک نظریه یا یک چارجوب رسمی برای فهم پدیده مورد مطالعه است.
- نظریه باید در اطلاعات مستتر باشد نه اینکه بر آن تحمیل شود.
کلید موفقیت در این روش غرق شدن پژوهشگر در اطلاعات و یافته هاست.
مراحل این روش عبارتند از:
- تعیین سوال پژوهش
- انتخاب گروهی از 8 تا 20 آزمودنی
- مرور و مطالعه منابع
- جمع آوری و تحلیل داده ها
- کدگذاری
- ایجاد و تولید مقولات
- تعیین مقولات اصلی
- تدوین نظریه
مطالعه موردي[2] :
مطالعه موردي روشي براي تنظيم دادههاي اجتماعي به منظور نشان دادن واقعيتهاي اجتماعي است. در مطالعه موردي (case study) يك واحد اجتماعي به طور كامل مورد مطالعه قرار ميگيرد. واحد مورد مطالعه ممكن است يك شخص، يك خانواده، يك گروه اجتماعي، يك نهاد اجتماعي يا يك جماعت باشد. هدف مطالعه موردي، شناختن دوره زندگي يا بخش مهمي از دوره زندگي يك واحد است. مطالعه موردي يك روش مطالعه طولي است كه رشد و توسعه را در طول زمان نشان ميدهد. مطالعه موردي دربارة يك فرد، تحليل عميق را مورد تاكيد قرار ميدهد. زيگموند فرويد از جمله پيشگامان استفاده از اين روش بود. حاصل پژوهش موردي و زمينهاي فقط در همان جامعه يا نهاد كاربرد دارد و نميتوان يافتههاي آن را به ساير جوامع، تعميم داد.
تحليل محتوا[3] :
تحليل محتوا، مطالعه ارتباطات است و به منظور توصيف رفتار اجتماعي و آزمون فرضيهاي كه در مورد آن تدوين شده است، اجرا ميشود. به عبارت ديگر، تحليل محتوا يك روش پژوهشي است كه به صورت منظم و عيني كه موجب تميز اين روش از ساير روشهاي پژوهشي ميشوند، تاكيد دارد. تحليل محتوا به هر روش استنباطي اطلاق ميگردد كه به صورت منظم و عيني به منظور تعيين ويژگيهاي پيامها به كار برده ميشود.
پژوهش قوم شناسي[4] :
پژوهش قومشناسي شاخهاي از انسان شناسي است كه هدف آن توصيف علمي فرهنگ افراد جامعه است. قوم شناسي علمي است كه به بحث پيرامون خاستگاهها و تحول ويژگيهاي انسانها ميپردازد و مشتمل است بر عواملي نظير رسوم اجتماعي، باورها و تحول فرهنگي. اين پژوهش يك فرايند پژوهشي است كه از طريق تجربههاي پژوهش هدايت ميشود. ماهيت پژوهش قومشناسي طبيعت گرايانه است و محقق در آنها حوادثي را كه به صورت طبيعي رخ دادهاند مشاهده ميكند و متغيرهاي پژوهشي را دستكاري نميكند و به همين جهت اين روش همانند پژوهش ميداني است و ميدان آن يك موقعيت طبيعي است كه پژوهش در آن اجرا ميشود. توجه به موقعيت و محيطي كه اطلاعات از آن جمعآوري ميشود براي تفسير اطلاعات، در شيوه پژوهش قوم شناسي نسبت به روشهاي ديگر پژوهش از اهميت بيشتري برخوردار است. روش پژوهش به زمينه پژوهش بسيار حساس است ولي به تعميم يافتههاي پژوهش اهميت چنداني نميدهد و آنچه بيش از همه براي آنها ارزش دارد، دقت و صحت در توصيف موقعيت مورد مطالعه است.
روش شناسی قومی[5]:
روش شناسی قومی به عنوان یک تکنیک پژوهشی ریشه در علوم اجتماعی و نظریات جامعه شناسی دارد. روش شناسی قومی، مطالعه در باب فنونی است که افراد برای فهمیدن محیط های اجتماعی روزمره از آنها بهره می گیرند و نیز راهبرد برخاسته از فهم متعارفی که آنان در این محیط ها بکار می گیرند تا وظایف مربوط به برقراری ارتباط ، تصمیم گیری و استدلال را به انجام برسانند.روش شناسان قومی به پدیده های اجتماعی خرد که در موقعیت های محلی رخ می دهد، نظر دارندو علاقه مند به این مسئله هستند که چگونه گروهی از افراد ، به تفسیر های میان ذهنی از واقعیت دست می یابند.
پژوهش تاریخی[6] :
پژوهش تاریخی کنکاش منظمی است در اسناد و مدارک و منابع دیگری که در زمینه مرتبط با سوال مورخ درباره گذشته دارای حقایقی هستند. پژوهش تاریخی با وقایعی سروکار دارد که قبل از تصمیم پژوهشگر به مطالعه آنها به وقوع پیوسته اند، بدین ترتیب به رعایت دقیق ملاک های روشن شناختی نیاز دارد. هدف پژوهش تاریخی، بازسازی گذشته در زمینه فرضیه ای است که در زمان حال تدوین می شود. وظیفه پژوهشگر تاریخی، آزاد ساختن فرد از بار گذشته، از طریق درک آنهاست و با استفاده از آن می توان افراد را از اعمال گذشته شان اگاه کرد و به آنها در مورد پیش بینی علایق آینده کمک کرد. بررسی حوادث، توسعه و گسترش تجارب گذشته، سنجش دقیق اعتبار مدارک و سایر منابع اطلاعاتی و توصیف و تشریح مدارک سنجیده شده، همگی در محدوده پژوهش تاریخی قرار می گیرد.
پدیدار شناسی[7]:
پدیدار شناسی پژوهشی در باب جهان است، آنگونه که بر افراد جلوه گر می شود. در انجام پژوهش پدیدارشناسی، پژوهشگر با پدیده های مورد پژوهش ارتباط نزدیک دارد و می خواهد خود را در جریان تجربه این پدیده ها بشناسد.
پژوهش پدیدار شناسی ، تجربه درونی و کیفی است.از طریق این نوع پژوهش فرصتی جهت مطالعات تجربی دقیق تر فراهم می شود، زیرا در این روش ها احتمال انتخاب سنجیده و زود هنگام روش ها و طبقه بندیها کاهش می یابد.چنین کاوش مقدماتی، نه جایگزین، بلکه مکمل روش های سنتی پژوهش نیز می توانند باشند.
پژوهش پدیدار شناسی دارای مراحل زیر است:
- انتخاب موضوعی که اهمیت شخصی و اجتماعی دارد.
- انتخاب شرکت کنندگان مناسب
- انجام مصاحبه با شرکت کنندگان
- تحلیل داده های مصاحبه ونتیجه گیری
پدیدار نگاری[8]:
پدیدار نگاران همانند پدیدار شناسان به پژوهش در این مورد علاقه مند هستند که چگونه واقعیت بر افراد جلوه گر می شود، نه اینکه ماهیت عینی واقعیت چیست. تفاوت میان این دو سنت پژوهشی آن است که پدیدار نگاری، روشی تخصصی برای توصیف شیوه های متفاوتی است که افراد طبق آنها، جهان اطراف خود را درک می کنند. معلمان مختلف ممکن است از اینکه چه چیز موجب می شود دانش آموزان در کلاس درس، رفتار منفی از خود نشان دهند، برداشت های متفاوتی داشته باشند. یک پدیدار نگار در مورد گروهی از معلمان پژوهش خواهد کرد تا این تصورات متفاوت را طبقه بندی نماید.
پدیدار نگاری در کار پیاژه در باب اینکه کودکان چگونه جهان اطراف خود را درک می کنند کاملا بارز است.از پدیدار نگاری می توان جهت پژوهش در باب تفکر افراد وتغییرات در رشد تفکر استفاده نمود.
تاریخچه زندگی[9]:
تاریخچه زندگی، پژوهش در باب تجربه های زندگی افراد است، از این دیدگاه که چگونه آنان، جهان اطراف خود را تفسیر می کنند و می فهمند. این سنت پژوهشی کاملاً یکپارچه نیست. پژوهشگران رشته های مختلف دانشگاهی از این روش در مطالعات مربوط به زندگی افراد از آن استفاده می کنند. تاریخچه رندگی را با عناوینی مانند شرح حال نویسی،داستان زندگی و تاریخچه شفاهی نیز معرفی می کنند. در تعلیم و تربیت از این روش جهت پژوهش در باب تربیت معلم بسیار استفاده می شود.
مطالعات فرهنگی[10]:
مطالعات فرهنگی مستلزم پژوهش در باب روابط قدرت در یک فرهنگ با هدف کمک به رهایی اعضای آن فرهنگ از شکل های متعدد ستمی است که تصور می رود در فرهنگ مورد نظر وجود دارد. مطالعات فرهنگی به عنوان شاخه ای از نظریه اتقادی در نظر گرفته می شود. از آنجا که مطالعات فرهنگی به عرصه وسیعی از سایر سنت های پژوهشی توجه نشان می دهد، چنانچه کسی بخواهد با این روش به پژوهش بپردازد باید آموزهای لازم را در حیطه های علوم انسانی و اجتماعی دارا باشد. مطالعات فرهنگی به پژوهش در باب پدیده های مختلف اجتماعی می پردازد و در تعلیم و تریبت به دو صورت زیر صورت می گیرد:
- مطالعه در باب برنامه ها و نظام های تربیتی
- نظریه سازی
هرمنوتیک[11]:
اصطلاح هرمنوتیک در اصل به معنای تفسیر متون مقدس است. در فلسفه هرمنوتیک به فرآیندی اطلاق می شود که افراد بوسیله آن به معنای یک متن دست می یابند. روش هرمنوتيك،واكنشي بود به جرياني كه پيش از آن در علوم انساني متداول شده بود. پس از رنسانس، پيشرفت فزاينده علوم طبيعي مانند زيستشناسي، طبيعيات، فيزيك، زمينشناسي و جانورشناسي، مكتبي جديد به نام پوزيتيويسم [Positivism] يا مثبتگرايي را شكل بخشيد كه مدعي بود، علوم انساني و اجتماعي نيز بايد از داستان پردازيها و كليگوييهاي ذهني دست كشيده تا همچون علوم طبيعي با تكيه بر روش آزمون و تجربه، به علمي همان گونه عيني، آزمونپذير و تبيينپذير دست يابد. ديلتاي به استناد روش هرمنوتيك اعتقاد داشت كه به جهت تفاوت ريشهاي و محتوايي علوم انساني و اجتماعي با فيزيك و طبيعيات، آن ها بايد روش هاي متفاوتي را كه هر يك خاص خودشان است، دنبال كنند. در علوم انساني و اجتماعي، موضوع پژوهش، انسان است كه “خود”، پژوهشگر نيز هست. به عبارتي، هم فاعل و هم مفعولِ پژوهش، انسان است و از اين روي محقق ميتواند چه عملي و چه ذهني، خود را به جاي موضوع پژوهش بگذارد و بدين طريق خود را مورد مطالعه قرار دهد و هر آنچه تأويل ميكند، به عنوان نظرياتي استخراج كند. روششناسان هرمنوتيك بر اين عقيدهاند كه به سبب تمايز موضوع پژوهش، بايد بين روش هاي بكار رفته در علوم طبيعي با علوم انساني و اجتماعي فرق قايل شد.
روششناسان هرمنوتيك اعتقاد دارند كه شناخت پديدههاي انساني جز با در نظر گرفتن زمينه، متن، محيط و زماني كه آن پديدهها در آن شكل گرفتهاند، مقدور نيست. هر جزء از هر پديدههاي اجتماعي و انساني بايد با در نظر گرفتن شرايط، زمان، بافت و زمينهاي كه از آن برخاستهاند، تأويل گردد. در اين راه بايد به بعد تاريخي هر پديده توجه شود، به طوري كه توالي پديدهها، نوعي پيوستار را از گذشته تا زمان مطالعه نشان ميدهد. از طرفي ديگر، نيات، انگيزهها و خواست هاي شكل دهنده پديدههاي انساني و اجتماعي بايد به و سيله قرار دادن محقق به جاي فاعلي كه در موردش تحقيق ميكنيم، صورت پذيرد. از آن طريق، محقق به تأويلي كه موجب شكلگيري رفتارها يا پديدههاي انساني شده دست خواهد يافت.
نشانه شناسی[12]:
نشانه شناسی به عنوان یک تکنیک پژوهش به عنوان روشی جهت مطالعه نظام های علایم است.بویژه مطالعه اینکه چگونه اشیاء مانند حروف الفبا می توانند انتقال دهنده معنی باشند و چگونه نظام علایم به رفتار آدمی مربوط می شود.اهمیت مطالعه علایم با درک این نکته روشن می شود که پیام وجود ندارد، مگر اینکه به شکل علایم رمزگذاری شود. فرآیند رمزگذاری، ماهیت پیامی را که انتقال می یابد، تحت تاثیر قرار می دهد. از این رو ، برای فهم هر موقعیتی که در آن ، پیام هایی رد و بدل می شوند، لازم است نظام علامتی را که پیام های مذکور در آن رمزگذاری شده ، بشناسیم. نشانه شناسی مفاهیم و فنون مختلفی برای مطالعه نظام های علایم و ارتباط آنها با رفتار انسان ابداع کرده اند. مهمترین مفاهیم: دال، مدلول و علامت هستند. دال چیزی است که معنایی را انتقال می دهد. مدلول معنایی است که توسط آن چیز انتقال می یابد. دال و مدلول به همراه یکدیگر، علامت یا نشانه را تشکیل می دهند.
ساختار گرایی[13]:
ساختار گرایی ، رویکردی در مطالعات است که بر ویژگیهای نظام مند پدیده ها و بخصوص ارتباط های میان عناصر یک نظام، تاکید دارد. برای مثال ساختار یک کتاب را می توان به عنوان نظامی در نظر گرفت که شامل عناصر مختلفی است که در ساختار خاصی مانند فصول، فهرست مطالب، صفحات، محتوا و منابع سازمان یافته اند. بر مبنای نظریه ساختارگرا ، معنای هر یک از این عناصر را تنها با عنایت به ارتباط آنهابا یکدیگر می توان تعیین نمود.
تحلیل مکالمه[14]:
تاکید اساسی این تکنیک بر آن است که زندگی یک بازی زبانی است، وقایع اجتماعی و بین فردی که افراد آنها را تجربه کرده و از طریق آن و با آن زندگی می کنند با استفاده از زبان ساخته و پرداخته میشوند. در تحلیل مکالمه به تحلیل مکالمات صورت گرفته بین افرا پرداخته می شود در این نوع تحلیل بر مواردی ازقبیل پویایی های موجود در مکالمه مانند مکث کردن، تاکیدها، همپوشی ها، تکرار ها، توقف ها، سکوت ها و ...توجه دارند.
فرآیند تحلیل مکالمه شامل جمع آوری اولیه اطلاعات به شکل آوانویسی و سپس انتخاب و گلچین کردن از میان مطالب است.
تحلیل گفتمان[15]:
تحلیل گفتمان به عنوان یک روش پژوهش عبارت است از روشی جهت مطالعه معنادهی است، یا به عبارتی مطالعه قواعد اعمال گفتاری میان دو نفر است. تحلیل گفتمان جهت انجام مطالعات تاکید خود را بر توانایی محقق جهت فهم ایده های اساسی موجود در تحلیل گفتمان می گذارد تا بر تسلط یافتن پژوهشگر بر تکنیکها و فنون پژوهشی خاص.
تحلیل داستان[16]:
اندیشه اصلی تحلیل داستان تاکید بر این نکته است که افراد بصورت گسترده ای به تجارب خود معنا می دهند و تجارب خود را با استفاده از داستان و به شکل داستان به دیگران منتقل می کنند. در تحلیل داستان حکایتهایی که توسط آزمودنیها یا پاسخ دهندگان بیان می شود به عنوان منبع اصلی و اولیه اطلاعات محسوب می شوند. دونوع اساسی تحلیل داستان عبارتند از:
- تحلیل داستان زندگی افراد
- تحلیل داستان متمرکز بر فهم فرآیند داستان گویی
[1] - Grounded theory
[2] -Case Study
[3] - Content analysis
[4] - Ethnographic research
[5] - Methodology ethnic
[6] - Historical research
[7] - Phenomenological
[8] - Appeared journalism
[9] - Biography
[10] - Cultural Studies
[11] - Hermeneutics
[12] - Typology
[13] - Oriented structure
[14] - Conversation Analysis
[15] - Discourse analysis
[16] - Analysis stories
|
انواع پژوهش های کیفی: |
انواع روش های پژوهش کیفی |
|
انواع روش های پژوهش کیفی |
انواع روش های تحقیق کیفی |
|
انواع روش های تحقیق کیفی |
انواع روش های پژوهش کیفی |
|
انواع روش های تحقیق کمی |
انواع روش های تحقیق کمی و کیفی |
|
انواع روش های تحقیق کمی و کیفی |
