سلامت روان[1]
انسان از دو بعد جسم وروح تشكيل شده است كه بايد از هر دو بعد محافظت نمايد ونيازهاي هر دو را برآورده سازد. بحث سلامتي در مورد انسان يك مسئله مهم است كه معمولاً عموم مردم سلامتي را مختص به جسم دانسته و به آن توجه مينمايند، حال آن كه سلامتي روح نيز مهم است. در اصل سلامتي جسم و روح لازم وملزوم يكديگرند. يكي از شرايط لازم براي دست يابي به سلامت روان، برخورداري از يك نظام ارزشي منسجم ميباشد وتحقيقات انجام شده نيز عامل پيدايش بسياري از ناسازگاريها و نابهنجاريهاي رواني را تضادي ارزشي و عدم استقرار يك نظام ارزشي سازمان يافته در فرد ميداند. تاكنون تعاريف متعددي از سلامت روان شده است كه همگي بر اهميت تماميت و يكپارچگي شخصيت تا كيد ورزيده اند. گلدشتاين[2]، سلامت رواني را تعادل بين اعضا و محيط در رسيدن به خود شكوفايي ميداند(كاپلان وسادوك [3]،1373).
چاهن[4](1991) نيز سلامترواني را وضعيتي از بلوغ روان شناختي تعبير ميكند كه عبارت است از حداكثراثر بخشي ورضايت به دست آمده از تقابل فردي و اجتماعي كه شامل احساسات و باز خوردهاي مثبت نسبت به خود وديگران ميشود.
ديدگاه هاي روانشناسي سلامت روان
ديدگاه فمينيستي
طبق نظريه فمينيستي اين تعاريف براي مردان وزنان شكلهاي متفاوتي به خود ميگيرند جامعه معاصر براي سلامت رواني معياري دوگانه بكار ميبرد. طبق نظريه فيليس چسلر در(زنان وجنون) تصور ميشود كه زن نرمال از سلامت رواني محدودي برخوردار است، زيرا زنانگي در جامعهاي كه به پرخاشگري ارج مينهد ويژگي منفي به شمار ميآيد. از نظر تاريخي زنان در خانه و خانواده از رهگذر ساخت اجتماعي آسيب شناسي به بيمار رواني تبديل شدهاند. منتقدان فمينيست توجه ما را به رابطهي ميان انواع تعريف از سلامت رواني وتصاوير زنان در ادبيات جلب ميكنند. به اعتقاد جامعه شناسان سلامترواني زنان كه بر اثر تبعيض جنسي آسيب ديده است سبب اشتغال زنان در كارهاي رده پايين شده و مادران را در خانه منزوي ميسازد. بنابر استدلال روان كاوي فمينيستي،تعاريف سلامترواني بر مبناي احساس سعادت تعيين شده كه به تصور مثبت داشتن از خود، وابسته است. از اينرو دروني شدن نقش زنان سبب ميشود زنان نتوانند به سلامت كامل دست يابند . الگوي پزشكي اكثر بيماري هاي مربوط به افسردگي واضطراب را به زنان ومردان منسوب ميكند. روان درمانگران فمينيست بيشتر روي تفاوتهاي فرهنگي تكيه ميكنند تا روي تفاوتهاي ميان زنان ومردان واين امر ميتواند نقطه آغاز متفاوتي براي درمان اين بيماري باشد. آنها يادآور ميشوند جامعه اي كه خود بسندگي را به صفاتي بيش از ساير صفات ميان فردي ارتقا ميدهد. تمايل زنان به ارزش دادن به صميميت بيش از استقلال، يك ضعف محسوب ميشود. وفرد را به سوي از دست دادن عزت نفس و در بسياري موارد افسردگي سوق ميدهد. يكي از جنبه هاي ارتباط احتمالي بين افسردگي ،ازدواج وكودكان ميتواند اين باشد كه زنان احساس ميكنند و اغلب عملاً نيز تجربه ميكنند كه به سبب مسئوليتهاي خانوادگي،تحت فشار هستند. به رغم همه اين استرسهايي كه مادران شاغل تحمل ميكنند زناني كه تمام وقت خود را در خانه وبا كودكان خردسال ميگذرانند. بيشتر افسرده ميشوند. شايد اين تفاوت بين زنان شاغل وخانه دار، به سبب دسترسي بيشتر زنان شاغل به حمايتهاي اجتماعي باشد واين كه كار به تنهايي احساس سربلندي،كامروايي و اعتماد به نفس ايجاد ميكند. رسيدگي به امور منزل فعاليتي ناخوشايند،كسالت آور وتكراري است كه پاداش دروني اندكي دارد(حسيني وهمكاران،1388).
ديدگاه روانپزشكي
ديدگاه روان پزشكي درباره فرد اعتقاد به تعادل حياتي دارد. دراين ديدگاه فردي از سلامت رواني برخوردار است كه داراي نظام متعادلي است كه خوب عمل ميكند واگر تعادل به هم بخورد بيماري رواني ظاهر خواهد شد(گنجي ،1376).
ديدگاه روان تحليلي
ديدگاه روان تحليلي معتقد است كه شخصيت فرد از سه عنصر تشكيل شده است: نهاد، من وفرامن. بنابراين، بر اساس نظر صاحبنظران مكتب روانكاوي سلامت رواني زماني تضمين مي شود كه (من) با واقعيت سازگار شود و همچنين تكانشهاي غريزي نهاد به كنترل درآيد.
ديدگاه رفتار گرايي
رفتارگرايي معتقد است كه بهداشت وسلامترواني به محرك ها ومحيط وابسته است به اين ترتيب آنچه را كه مكاتب ديگر بيماري رواني به حساب ميآورند از ديدگاه رفتارگرايان، رفتاري است كه مانند ساير رفتارها آموخته ميشود. كسي كه داراي سلامت رواني است رفتارش با محيط معيني با نوعي بهنجاري رفتاري سازگاري دارد. اسكينر صاحب نظر مكتب رفتارگرايي معتقد است سلامت روان و انسان سالم معادل با رفتار منطبق با قوانين وضوابط جامعه است. چنين انساني وقتي با مشكلي روبرو ميشود كه از طريق جامعه نابهنجار تلقي ميشود از طريق شيوه اصلاح رفتار براي بهبود و بهنجار كردن رفتار خود واطرافيانش به طور مداوم سود ميجويد. انسان سالم كسي است كه تاييد بيشتري را به خاطر رفتارهاي مناسب از محيط واطرافيانش دريافت ميكند (خدا رحيمي،1374).
ديدگاه انسان گرايي
اين ديدگاه معتقد است كه سلامت رواني يعني ارضاي نياز هاي سطوح پايين و رسيدن به سطح خود شكوفايي. هر عاملي كه فرد را در سطح نياز هاي سطوح پايين نگه دارد واز خود شكوفايي او جلوگيري كند، اختلال رفتاري به وجود خواهد آورد( ميلاني فر،1382).
در برخي نظريههاي شخصيت، مسئله سلامتروان تحت عنوان (شخصيت سالم) مورد بحث وبررسي قرار گرفته است. در اين نظريهها، ويژگيهاي افراد سالم و ملاك هاي سلامت روان مشخص گرديده است.
شخصيت سالم از نظر راجرز[5]
به نظر راجرز اساسيترين انگيزه رفتار آدمي،خودشكوفايي است مهمترين مفهوم نظريه وي خويشتن است كه شامل ادراكات ، افكار وارزشهايي است كه(من) را تشكيل ميدهند. راجرز خويشتن را شامل خويشتن واقعي و آرماني ميداند. خويشتن آرماني در فرد وجود ندارد، ولي ايدهال خود دست يابي به آن است. فاصله زياد ميان خود واقعي و خود آرماني به نارضايتي منجر ميشود. به عقيده وي، شخص سالم ميتواند در دگرگونيهاي جدي شرايط محيطي، سازگاري بيشتري نشان دهد. اين گونه افراد از چنان خود انگيختگي و خلاقيتي برخوردارند كه حتي با دگرگونيهاي دردناكي همچون جنگ وبلاياي طبيعي كنار ميآيند(شولتز[6]،1384).
شخصيت سالم بر اساس نظر آلپورت[7]
آلپورت، از افراد برخوردار از سلامت روان به عنوان انسان بالغ ياد ميكند. به نظر وي فردي كه با فعاليتها و انديشههاي متنوع تري در ارتباط باشد، سلامت روان بهتري دارد. شخص سالم ميتواند به ديگران صميميت نشان دهد.آلپورت ضمن تاًكيد بر اهميت كار، معتقد است حسن تعهد در اشخاص سالم بسيار نيرومند است.
شخصيت سالم از نظر مزلو
مازلو، انسان سالم را انسان خواستار تحقق خود ميداند و معتقد است در همه انسان ها تلاش يا گرايش فطري براي تحقق خود يا خود شكوفايي وجود دارد. وي شرط نائل شدن به خود شكوفايي را در برآوردن ميداند كه به ترتيب از نياز هاي جسماني يا فيزيولوژيك، نياز ايمني،نياز هاي محبت واحساس تعلق شروع ميشود و به نياز به احترام به خود و در نهايت، نياز به خود شكوفايي ميرسد. به نظر مازلو، درجه رضايت مندي از نيازهاي انساني به گونه اي مثبت با درجه سلامت روان همبستگي دارد. ناكام گذاردن نيازها موجب بيماري افراد ميشود. انسان سالم كسي است كه به بالاترين نياز ها دست يابد و از اين رو،كسي كه به مرحله تحقق خود نرسيده باشد، از سلامت روان برخوردار نيست. بنابراين، بر اساس نظريه مزلو مبني بر طبقهبندي سلسله مراتب نيازهاي انسان،ميتوان نتيجه گرفت: سلامت جسمي ورواني انسان در گرو رفع نيازهاي زيستي در مرحله اول وسپس به ترتيب ارضاي احساس ايمني وارضاي احساس نياز به محبت ميباشد.(حيدري بيگوند، 1383).
تعریف مفهومی:
سلامت روان: کارکردهایروانی موفق که نتیجه آن فعالیتهای مثمرثمر، روابط رضایتبخش اجتماعی با دیگران و توانایی سازگاری با تغییرات و مقابله با ناگواریهاست(نصیری، 1378).
تعریف عملیاتی:
سلامت روان: نمرهای است که آزمودنیها در پرسشنامه سلامت روان عمومی28 سواله کسب مینمایند.
پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ (GHQ)
پرسشنامه سلامت روان به وسيله گلدبرگ[8] و هيلر در سال1979 ساخته شده است.هدف اين پرسشنامه دستيابي به يك تشخيص در سلسله مراتب بيماري هاي رواني نيست بلكه منظور اصلي آن ايجاد تمايز بين بيماري رواني و سلامت است.
فرم 28 ماده اي پرسشنامه داراي اين مراتب است كه براي تمامي افراد جامعه طراحي شده است. با به كارگيري اين پرسشنامه مي توان احتمال وجود يك اختلال رواني را در فرد تعيين كرد.اين پرسشنامه داراي 28 ماده و 4 خرده مقياس به شرح زير است:
1-نشانه هاي بدني 2-اضطراب و بي خوابي 3-ناكارايي اجتماعي 4-افسردگي وخيم
بطوری که هر يك از این چهار خرده مقياس، خود شامل 7 سوال مي باشند. سئوالات 7-1 مربوط به مقياس علائم جسماني و وضعيت سلامت عمومي مي باشد .از سئوال 14-8 مربوط به مقياس اضطراب ، از سئوال 15 تا 21 مربوط به مقياس اختلال عملكرد اجتماعي ، و سئوالات 28-22 نيز مربوط به مقياس افسردگي مي باشند.
چونگ و اسپيرز (1994) ضريب پايايي خرده مقياس ها را بين 42/0 تا 47/0 گزارش كرده است.افزون براين ضريب آلفا براي كل مقياس برابر88/0 و براي زير مقياس هاي آن 66/0 تا 85/0 بدست آمده است.يعقوبي و همكاران(1374) ضريب پايايي كلي اين آزمون را 88/0 و ضريب پايايي زير مقياس هاي آن را بين 5/0 تا 81/0 گزارش كرده است..
سيف و لطيفيان (1381) روايي اين پرسشنامه را از طريق تحليل عاملي با چرخش واريماكس مورد محاسبه قرار داده و ضرايبي بين 71/0 تا 84/0 را براي خرده مقياس هاي مزبور ارائه داده است.آنان همچنين پايايي اين آزمون را با استفاده از روش آلفاي كرونباخ مورد بررسي قرار داده و ميزان اين ضرايب را براي خرده مقياس هاي نشانه هاي جسماني 84/0،اضطراب71/0،كاركرد اجتماعي84/0 و افسردگي 84/0 گزارش كرده است.
اعتبار و روايي اين آزمون در پژوهش رسولي برابر84/0=r است (رسولي،1381).در پژوهش (شريفي،1381) ضريب اعتبار پرسشنامه از راه همبسته كردن نمره هاي اين آزمون با دو آزمون افسردگي بك و اضطراب محاسبه گرديد.ضريب اعتبار محاسبه شده به ترتيب برابر است با 21/0=r در سطح 004/0 P و 25/0=r كه در سطح 0001/0
معني دار بودند.
روایی و پایایی
در بررسی ها اعتبار پرسشنامه 62/0 برآورد شده است و ضریب همسانی این پرسشنامه را 85/0 باز آزمایی با فرمول همبستگی رتبه ای اسپیرمن به میزان 55/0 گزارش کرده اند. (موسوی نسب وتقوی ،1385، به نقل از مصطفی نژاد 1390).
اين پرسشنامه كه توسط ساخته شده ، از جمله شناخت شده ترين ابزارهاي غربالگري اختلالت رواني است كه به صورت فرمهاي 12، 28، 30 و 60 در دسترس مي باشد .
روش نمره گذاري:
دو نوع شيوه نمره گذاري براي اين آزمون وجود دارد . يكي روش سنتي است كه گزينه ها به صورت ( 0-0-1-1) نمره داده مي شوند وحداكثر نمره فرد برابر 28 خواهد بود . روش ديگر نمره گذاري ، روش ليكرتي است كه گزينه ها به صورت ( 0-1-2-3) نمره داده مي شوند . حداكثر نمره آزمودني با اين روش در پرسشنامه مذكور 84 خواهد بود ( ليندزي و پاول ، 1379) . در اين پژوهش از روش ليكرت استفاده شده است . همچنين نمرات بدست آمده كد گذاري مجدد نشده ونمره بالاتر نشانگر سلامت رواني بيشتر است .
اعتبار و پايائي آزمون GHQ-28 :
اين پرسشنامه نيز استاندارد بوده و در جمعيت مختلفي در ايران هنجاريابي شده است . در يك مطالعه اين پرسشنامه همزمان با يك آزمون موازي (MHQ) سنجيده شد كه ضريب همبستگي دو آزمون 55 بوده و ضرايب همبستگي بين خرده آزمونهاي اين پرسشنامه با نمره كل بين 72/0 تا 87/0 بود كه بيانگر اعتبار بالاي آن مي باشد . اين مطالعه بر روي جامعه آماري دانشجويي اجرا شده بود ( محمد رضا تقوي ، 1380) .
هم چنين اين آزمون از پايائي بالايي برخوردار است كه مقدار آلفا براي كل گويه هاي آن 90/0 مي باشد.
منابع
-تقوی، سید محمدرضا، بررسی روایی و پایایی پرسشنامه سلامت عمومی (G.H.Q) برروی گروهی از دانشجویان دانشگاه شیراز،مجله روانشناختی، 1380.شماره 4، ص 398-381.
-حسینی،سید احمد،فروزان،ستاره وامیرفریار،معصومه.(1388).بررسی سلامت روان زنان سرپرست خانوارتحت پوشش سازمان بهزیستی شهر تهران.فصلنامه پژوهش اجتماعی،سال دوم،شماره 3.
-حیدری بیگوند ،داریوش.(1383). بررسی مشکلات زنان ودختران 18 تا 50 ساله مشهد وعوامل موثر بر آن .مجله علوم اجتماعی ،دوره اول.
-خدارحيمي،سيامك.(1374).مفهوم سلامت روانشناختي.تهران: نشرجاويدان فرد.
شولتز، دوان پی و شولنز، سیدنی الن.( 1384).نظریه های شخصیت. ترجمه یحیی سید محمدی. نشر ویرایش. تهران.
-گنجي،حمزه.(1376).بهداشت رواني.تهران:نشر ارسباران.
-نصیری،ح و ثنایی، ب(1378). تاثیر گروه درمانی شناختی مذهبی و گروه درمانی شناختی در کاهش افسردگی، اضطراب و میزان عود معتادین خود معرف. مجموعه مقالات سمیناربررسی مسائل مربوط به اعتیاد جوانان. تبریز: انتشارات تابش.
-ميلانيفر، بهروز. (1370). بهداشت رواني، تهران: قومس.
-Goldberg DP. The validity of two versions of the GHQ in the WHO study of Mental illness ingeneral health care. Psychological Medicine 1997; 27: 191-197
پرسشنامه سلامت عمومی
می خواهیم بدانیم که در چند هفته گذشته، ناراحتی جسمانی داشته اید و یا به طور کلی، وضع عمومی سلامت شما چگونه بوده است. لطفاً پاسخی را که فکر می کنید بیشتر از پاسخهای دیگر با وضع شما مطابقت دارد، مشخص کنید. فراموش نکنید می خواهیم وضع کنونی و اخیر شما را بدانیم، نه آنچه در گذشته وجود داشته است.
1. آيا از يک ماه گذشته تا به امروز کاملاً احساس کرده ايد که خوب و سالم هستيد ؟
الف-بيشتر از حد معمول ب-در حد معمول
ج-بدتر از حد معمول د-خيلي بدتر ازحد معمول
2. آيا از يک ماه گذشته تا به امروز احساس کرده ايد که به داروهاي تقويتي نياز داريد؟
الف-اصلاً ب-در حد معمول
ج-تقريباً بيشتر از حد معمول د-به مراتب بيشتر از حد معمول
3. آيا از يک ماه گذشته تا به امروز احساس ضعف و سستي کرده ايد ؟
الف-اصلاً ب-در حد معمول
ج-تقريباً بيشتر از حد معمول د-به مراتب بيشتر از حد معمول
4. آيا از يک ماه گذشته تا به امروز احساس کرده ايد که بيمار هستيد ؟
الف-اصلاً ب-در حد معمول
ج-تقريباً بيشتر از حد معمول د-به مراتب بيشتر از حد معمول
5. آيا از يک ماه گذشته تا به امروز سردرد داشته ايد؟
الف-اصلاً ب-در حد معمول
ج-تقريباً بيشتر از حد معمول د-به مراتب بيشتر از حد معمول
6. آيا از يک ماه گذشته تا به امروز احساس کرده ايد که سرتان را محکم با چيزي مثل دستمال بسته اند يا اينکه فشاري به سرتان وارد مي شود ؟
الف-اصلاً ب-در حد معمول
ج-تقريباً بيشتر از حد معمول د-به مراتب بيشتر از حد معمول
7. آيا از يک ماه گذشته تا به امروز احساس کرده ايد که بعضي وقت ها بدنتان داغ و يا سرد مي شود ؟
الف-اصلاً ب-در حد معمول
ج-تقريباً بيشتر از حد معمول د-به مراتب بيشتر از حد معمول
8. آيا از يک ماه گذشته تا به امروز اتفاق افتاده که بر اثر نگراني دچار بي خوابي شده باشيد ؟
الف-اصلاً ب-در حد معمول
ج-تقريباً بيشتر از حد معمول د-به مراتب بيشتر از حد معمول
9. آيا از يک ماه گذشته تا به امروز شب ها وسط خواب بيدار مي شويد ؟
الف-اصلاً ب-در حد معمول
ج-تقريباً بيشتر از حد معمول د-به مراتب بيشتر از حد معمول
10. آيا از يک ماه گذشته تا به امروز احساس کرده ايد که دايماً تحت فشار هستيد ؟
الف-اصلاً ب-در حد معمول
ج-تقريباً بيشتر از حد معمول د-به مراتب بيشتر از حد معمول
11. آيا از يک ماه گذشته تا به امروز عصباني و بدخلق شده ايد ؟
الف-اصلاً ب-در حد معمول
ج-تقريباً بيشتر از حد معمول د-به مراتب بيشتر از حد معمول
12. آيا از يک ماه گذشته تا به امروز بدون هيچ دليل قانع کننده اي هراسان و يا وحشت زده شده ايد ؟
الف-اصلاً ب-در حد معمول
ج-تقريباً بيشتر از حد معمول د-به مراتب بيشتر از حد معمول
13. آيا از يک ماه گذشته تا به امروز متوجه شده ايد که انجام هر کاري از توانايي شما خارج است ؟
الف-اصلاً ب-در حد معمول
ج-تقريباً بيشتر از حد معمول د-به مراتب بيشتر از حد معمول
14. آيا از يک ماه گذشته تا به امروز احساس کرده ايد که در تمامي مدت عصبي هستيد و دلشوره داريد ؟
الف-اصلاً ب-در حد معمول
ج-تقريباً بيشتر از حد معمول د-به مراتب بيشتر از حد معمول
15. آيا از يک ماه گذشته تا به امروز توانسته ايد خودتان را مشغول و سرگرم نگه داريد ؟
الف-بيشتر از حد معمول ب-مثل معمول
ج-کمتراز حد معمول د-خيلي کمتر از حد معمول
16. آيا از يک ماه گذشته تا به امروز اتفاق افتاده که وقت بيشتري را صرف انجام کارها نماييد ؟
الف-بهتر از حد معمول ب-مثل معمول
ج-طولاني تراز حد معمول د-به مراتب طولاني تر از حد معمول
17. آيا از يک ماه گذشته تا به امروز به طور کلي احساس کرده ايد که کارها را به خوبي انجام مي دهيد ؟
الف-بهتر از حد معمول ب-در حد معمول
ج- کمتراز حد معمول د-به مراتب کمتر از حد معمول
18. آيا از يک ماه گذشته تا به امروز از نحوه انجام کارهايتان احساس رضايت مي کنيد ؟
الف-راضي تر هستم ب-مثل معمول
ج- کمتراز حد معمول راضي هستم د-به مراتب کمتر از حد معمول راضي هستم
19. آيا از يک ماه گذشته تا به امروز به طور کلي احساس کرده ايد که نقش مفيدي در انجام کارها به عهده داريد ؟
الف-بيشتر از حد معمول ب-مثل معمول
ج-کمتراز حد معمول د-خيلي کمتر از حد معمول
20. آيا از يک ماه گذشته تا به امروز توانايي تصميم گيري درباره مسايل را داشته ايد ؟
الف-بيشتر از حد معمول ب-مثل معمول
ج-کمتراز حد معمول د-خيلي کمتر از حد معمول
21. آيا از يک ماه گذشته تا به امروز قادر بوده ايد از فعاليت هاي روزمره زندگي لذت ببريد ؟
الف-بيشتر از حد معمول ب-مثل معمول
ج-کمتراز حد معمول د-خيلي کمتر از حد معمول
22. آيا از يک ماه گذشته تا به امروز فکر کرده ايد که شخص بي ارزشي هستيد ؟
الف-اصلاً ب-در حد معمول
ج-تقريباً بيشتر از حد معمول د-به مراتب بيشتر از حد معمول
23. آيا از يک ماه گذشته تا به امروز احساس کرده ايد که زندگي بسيار نااميد کننده است ؟
الف-اصلاً ب-در حد معمول
ج-تقريباً بيشتر از حد معمول د-به مراتب بيشتر از حد معمول
24. آيا از يک ماه گذشته تا به امروز احساس کرده ايد که زندگي ارزش زنده بودن را ندارد ؟
الف-اصلاً ب-در حد معمول
ج-تقريباً بيشتر از حد معمول د-به مراتب بيشتر از حد معمول
25. آيا از يک ماه گذشته تا به امروز به اين مسأله فکر کرده ايد که ممکن است دست به خودکشي بزنيد ؟
الف-قطعاً نه ب-فکر نمي کنم
ج-به ذهنم خطور کرده است د-قطعاً بله
26. آيا از يک ماه گذشته تا به امروز احساس کرده ايد که چون اعصابتان خراب است نمي توانيد کاري انجام دهيد ؟
الف-اصلاً ب-در حد معمول
ج-تقريباً بيشتر از حد معمول د-به مراتب بيشتر از حد معمول
27. آيا از يک ماه گذشته تا به امروز به ان نتيجه رسيده ايد که اي کاش مرده بوديد و کلاً از شر زندگي خلاص مي شديد ؟
الف-اصلاً ب-در حد معمول
ج-تقريباً بيشتر از حد معمول د-به مراتب بيشتر از حد معمول
28. آيا از يک ماه گذشته تا به امروز اين فکر به ذهنتان رسيده است که بخواهيد به زندگي خاتمه دهيد ؟
الف-قطعاً نه ب-فکر نمي کنم
ج-به ذهنم خطور کرده است د-قطعاً بله
[1]Mental health
[2]Goldstein
[3]Kaplan&sadok
[4]Chauhan
[5]Rogers
[6]Schultz
[7]Allport
[8] - Gold berg
نويسنده :شماره تماس جهت سفارش:09300052003
تاريخ: یکشنبه دوازدهم خرداد ۱۳۹۸ ساعت: 3:36
